آموزشگاه علامه با بهترین هایش در سالن اداره ارشاد شهرستان درگز

آموزشگاه علامه با بهترین هایش در سالن اداره ارشاد شهرستان درگز

جشن پایان سال تحصیلی 95_94 آموزشگاه خصوصی علامه شهرستان درگز درمحل سالن اداره ارشاد اسلامی درگز با حضور کارشناسان محترم اداره ی آموزش و پرورش و با اهدای جوایز به برترین های این آموزشگاه برگزار شد.


«دوم خرداد» در نوزده سالگی؛ به سه روایت

«دوم خرداد» در نوزده سالگی؛ به سه روایت

در کوران حوادث گوناگون پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در ماه سوم پرحادثه سال، «دوم خرداد» از آن رو ماندگار شده است که آغار دوره ای جدید در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران و مبداء شگل گیری گفتمانی جدید شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری را می توان یکی از پرشورترین و رقابتی ترین انتخاباتی دانست که پس از دوران ابتدای انقلاب و سال های دفاع مقدس، در پایان دولت آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد.

برای نخستین بار بود که نسل جوان و زنان نقشی تعیین کننده و جدی در عرصه انتخابات ایفا کردند و انتخابی را رقم زدند که به مثابه تحولی شگرف تحلیلگران، سیاستمداران و جامعه شناسان را به خود خیره کرد؛ گواه این امر نیز صدها جلد کتاب و مقالات متعددی است که در سالهای پس از این انتخابات که مقام معظم رهبری به آن «حماسه تاریخی» لقب دادند به رشته تحریر درآمد.

گزافه نیست اگر بگوییم برداشت و تحلیل سیاسیون در مورد همین انتخاب مردم در دوم خرداد 1376 بود که مسیر سیاست ایران در سال های بعد را شکل داد.

گرچه امروز گفتمان دوم خرداد در آستانه بیست سالگی بسر می برد و پس از آن گفتمان های «عدالت» و امروز «اعتدال» مطرح شده اند، اما کسی منکر نیست که شعارها و اهداف مطرح شده در دوم خرداد کماکان به عنوان یک گفتمان جدی و پشتوانه یکی از جناخ های اصلی کشور همچنان پررنگ است.

جماران به مناسبت نوزدهمین سالگرد دوم خرداد 76 سه روایت از آن انتخاب را منتشر می کند که خواندن آنها خالی از لطف نیست.

روایت اول از آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی است که آن روزها در حال به انجام رساندن کارها برای تحویل دولت به جانشین بعدی ساختمان سفید پاستور بود؛ روایت دوم از علی محمد بشارتی وزیر کشور آن روزها و مجری انتخابات است و سوم هم سید عمادالدین خاتمی فرزند منتخب دوم خرداد و یکی از جوانان نسل سوم انقلاب است که روایتی از آن حال و هوای خانه در آن روزهای حساس بازگو می کند.

گفتم اجرای شعارهایتان دردسر دارد

...«غافلگیرکننده بود. بدین معنا که تا اواخر دوران تبلیغات انتخاباتی برداشت ناظرین غیر از این چیزی بود که به وقوع پیوست ولی برای ما که از هفته های قبل در جریان افکارسنجی ها بودیم غافلگیرکننده نبود».

شعار سید محمد خاتمی «توسعه سیاسی» بود و هاشمی رفسنجانی پیش از پیروزی اش در انتخابات با او از این سختی ها سخن گفته بود؛ «اواخر دوره من آقای خاتمی پیش من آمد. هنوز کاندیدا نشده بود. مشورت کرد که کاندیدا شود و بعد هم گفت که می خواهم روی قانون گرایی و توسعه سیاسی تأکید کنم و شعارهایم این خواهد بود. من یک مقدار توضیح خواستم که این قانون گرایی و توسعه سیاسی چیست؟ مثلا مگر الان خلاف قانون عمل می شود؟ دیدم منظورش از قانون گرایی چیزهای دیگری است. همچنین توسعه سیاسی را تعریف کرد. من گفتم اینها رأی دارد و اگر کسی این مسائل را مطرح کند، مردم به او رأی می دهند. اما اجرای آن می تواند، برای شما دردسر جدی داشته باشد و در پایان کار نمی توانید به وعده هایتان عمل کنید. با تحربه علمی خودم این را گفتم. چون ما از اول پیروزی انقلاب افکاری داشتیم. در زمان مبارزات تفکر روشنی داشتیم و حرفهایمان را هم گفتیم و کم نیست ولی در عمل دیدیم این گونه نیست. ما خیلی آرمانی فکر می کنیم. فضای انقلاب و مردم، مخصوصا نیروهای وفادار به انقلاب و بدنه اصلی به گونه ای است که رهبری و امام در نظراتی که دارند، ناچار هستند به حوزه ای دینی این بخش از جامعه ملاحطه کنند».

(گفت و گوی روزنامه جمهوری اسلامی و صادق زیباکلام با آیت الله هاشمی رفسنجانی. منبع: کتاب زندگی و زمانه آیت الله هاشمی رفسنجانی؛ جعفر شیرعلی نیا)

  خبر پیروزی پدرم را روحانی داد

به گزارش جماران، سید عمادالدین خاتمی در مهرماه 1392 در گفت و گو با «تاریخ ایرانی» حس و حال دیدن پدر در کسوت کاندیداهی انتخابات و سپس ریاست جمهوری در سنین کودکی را شرح می دهد:

در ۹ سالگی، دیدن عکس و پوستر پدر روی دیوارهای شهر چه حسی برای شما داشت؟ خودتان در تبلیغات برای انتخاب پدرتان مشارکت داشتید؟

 لحظات هیجان‌انگیزی بود. من کمابیش به ستاد انتخاباتی خیابان به‌آفرین و خیلی از میتینگ‌ها می‌رفتم. بیشتر همراه با خواهرم و به بخش زنان ستاد می‌رفتم. شام غریبان امامزاده صالح که درگیری مختصری در آن اتفاق افتاد یا سخنرانی فائزه هاشمی در ورزشگاه شهید افراسیابی را یادم هست. دیدن آن همه شور و شوق و شعار حمایتی خیلی هیجان‌انگیز بود. خانه ما یک انباری کوچک داشت که با پوسترهایی که از ستاد می‌آوردم، آنجا را به ستاد کوچکی برای خودم تبدیل کرده بودم.

 تغییر شرایط خانواده برای شما در آن سن خوشایند بود؟

 برای من عجیب بود که چرا مادرم از این اتفاق خوشحال نیست. برایم سؤال‌برانگیز بود که با این همه توجه و ابراز محبتی که می‌شد، دلیل ناراحتی مادرم چه بود. ولی کم کم این تغییرات را حس کردم. دو شب مانده به انتخابات که ستاد به‌آفرین را پلمب کردند، یکی از محافظین به خانۀ ما زنگ زد و گفت بهتر است شما شب را در هال کنار هم بخوابید تا اگر اتفاقی افتاد پیش هم باشید. البته برای کودکی ۹ ساله مثل من، خوابیدن در هال خانه جذابیت داشت، اما شروع درک تغییرات جدید بود. از سوم خرداد ۷۶ مردم خیلی به خانۀ ما که آن زمان در خیابان پاسداران بود می‌آمدند. افراد مختلفی از شهرستان‌ها می‌آمدند، مثلا ساعت ۶ صبح زنگ می‌زدند که ما آمدیم آقای خاتمی را ببینیم. ما هم تجربه این شرایط را نداشتیم. در دوره انتخابات تعداد محافظین را زیاد کرده بودند و از خرداد تا مرداد که محل خانه را تغییر دادیم، عده‌ای از محافظین در زیرزمین خانه ما مستقر شده بودند. آن‌ها هم تجربۀ این وضعیت را نداشتند که مردم به این شکل به خانه بیایند. با وجود محافظین، حس بودن غریبه در خانه را داشتیم.

 مردمی که می‌آمدند خواسته‌ای داشتند؟

 نمی‌دانم خواسته‌شان چه بود اما یادم هست که بعضی وقت‌ها شب نمی‌رفتند و تهیه شام برای آن‌ها تبدیل به معضل می‌شد.

  مراجعین اعضای ستاد انتخاباتی در شهرهای مختلف بودند یا مردم عادی؟

 هم اعضای ستاد بودند و هم مردم عادی. خیلی‌ها گوسفند قربانی کرده بودند و به خانه ما می‌آوردند. جالب‌تر اینکه بعضی‌ها می‌گفتند ما نذر کردیم که اگر آقای خاتمی رئیس‌جمهور شود، گوسفند قربانی کنیم اما حالا پول نداریم، لطفا خودتان قربانی کنید به فقرا بدهید. یا زنگ می‌زدند می‌گفتند ما نذر کردیم که به تعداد رای ایشان صلوات بفرستیم، الان ما توانسته‌ایم ۳ هزار صلوات بفرستیم، بقیه‌اش -۲۰ میلیون- را شما بفرستید.

 تصویری که از رئیس‌جمهور داشتید، برای شما در آن سن و سال چگونه بود؟ به قول عامیانه‌اش فکر می‌کردید پدرتان چه کاره شده است؟

 با ذهن آن موقع فکر می‌کردم‌‌ همان وزارت است که قبلا داشت، اما کمی سرش شلوغ‌تر است و مردم بیشتری او را می‌شناسند و بیشتر دوستش دارند.

 وضعیت شما در مدرسه و نگاه هم‌کلاسی‌ها چطور بود؟

 آن موقع روزهای امتحانات بود، من چند دقیقه به مدرسه دیر رسیدم. بعدا از هم‌کلاسی‌هایم شنیدم که به هم گفته بودند عماد حالا که پدرش رئیس‌جمهور شده، معلم خصوصی می‌گیرد و به مدرسه نمی‌آید. هم‌کلاسی‌ها و دوستانم ابراز خوشحالی می‌کردند. افراد زیادی هم بودند که ادعای دوستی می‌کردند و علاقه داشتند نزدیک شوند.

در همان مدرسه ماندید؟

 بله، من از اول دبستان تا پیش‌دانشگاهی در یک مدرسه بودم.

 در خانواده چقدر به رئیس‌جمهور شدن پدرتان امیدوار بودید؟ خاطره‌ای هم در فیس‌بوک نوشتید که صبح سوم خرداد ۷۶ اولین کسی که به خانه شما زنگ زد و تبریک گفت، حسن روحانی بود. این خبر قابل باور بود؟

 آقای روحانی که تماس گرفت و به مادرم گفت، مادرم به حالت تعجب خندید که چطور می‌شود؟ خوش‌بین نبودیم به اعلام پیروزی، البته با توجه به شور اجتماعی در بین مردم احتمالش می‌رفت که این نتیجه حاصل شود بویژه با اقبالی که به ایده پدر برای سفر با اتوبوس به کل کشور شد، اما فکر نمی‌کردیم که این نتیجه اعلام شود.

 

حدس من ساعت ١١ روز جمعه این بود که خاتمی برنده خواهد شد

به گزارش جماران، علی محمد بشارتی وزیر کشور دولت سازندگی در گفت و گو با «شرق» به سوالاتی در مورد سمت و سوگیری مسئولان اجرایی انتخابات، نظرسنجی ها و روز برگزاری انتخابات پاسخ می دهد که نکات جالبی دارد.

او می گوید:

.....آقای هاشمی من را به خاطر اینکه راست یا اصولگرا هستم انتخاب نکرد. عملکردم را دیده بود. در آخرین سمینار قبل از دوم خرداد، من خدمت مقام معظم رهبری گفتم من آخرت خودم را به دنیای هیچ‌ کسی نمی‌فروشم، هر کسی از صندوق بیرون آمد اسمش را می‌خوانم، آقا هم صحبت من را تأیید و تصدیق کردند. همین بود که در مجلاتی مثل گل‌ آقا نوشتند: «بنویسید خاتمی بخوانید ناطق»، یعنی هیچ‌ کس باور نمی‌کرد. کیومرث صابری فومنی دوست ما بود. من بابت همین به او گله هم کردم.

 به این دلیل که شما بالاخره متمایل به آقای ناطق بودید این انتظار می‌رفت که شاید نگاه شما در انتخابات تأثیرگذار شود.

بله، فکر می‌کردند چون من اصولگرایم و آقای ناطق هم اصولگراست، پس آقای ناطق از صندوق بیرون می‌آید.

 آقای تابش معاون شما بودشنبه هشت صبح سوم‌ خرداد گفت ما پیش‌بینی می‌کنیم که انتخابات دومرحله‌ای شودشما خاطرتان هست؟

من یادم نیست. اما آنچه مهم‌تر از حرف آقای تابش است این است که ساعت یک نیمه شب، آقای ناطق زنگ زد گفت چه خبر؟ گفتم شیخ رأی نیاوردید. گفت پس من چه کار کنم؟ گفتم اگر می‌خواهی نامت به بزرگی در تاریخ ثبت شود، در اطلاعیه‌ای پیروزی آقای خاتمی را تبریک بگو. ایشان هم با مشاور خودش آقای نویسی مشورت کرد و اطلاعیه داد. آن چیزی که برای من محرز بود، این بود که این بار برخلاف توقع، اتفاقی در حال شکل‌گیری بود.

 یعنی توقع شما کاملاً این بود که اسم آقای ناطق از صندوق بیرون بیاید.

بله، ما دو تا بولتن روزانه داشتیم. یکی را برای آقا و یکی را برای آقای هاشمی می‌فرستادیم. نظرسنجی‌ها تا روز مثلاً ٣١ اردیبهشت مشخص نمی‌کرد که کدام برنده قطعی خواهند بود. ولی این‌طور هم نبود که تصور شود آقای ناطق دو سوم آرا را خواهد برد. روز دوم خرداد، آقای مهاجرانی که معاون پارلمانی بود، آمد به ستاد انتخابات و من از او سؤال کردم پیش‌بینی شما چیست؟ گفت به نظر من انتخابات دومرحله‌ای خواهد شد.

 شما به عنوان وزیر کشور چه زمانی به این استنباط رسیدید که برنده نهایی آقای خاتمی است؟

حدس من ساعت ١١ روز جمعه این بود که آقای خاتمی برنده خواهند شد. فرمانداری‌ها قلب تپنده انتخابات هستند. وقتی خبرها از آنجا می‌رسید - بدون اینکه وارد ماهیت موضوع شویم - گرایش‌ها را می‌دیدیم و بررسی می‌کردیم و متوجه می‌شدیم که آرا به سمت آقای خاتمی است. قبل از اینکه همه اعلام کنند من آقای هاشمی را صدا کردم. خواب بود. خانمش گفت آشیخ‌ اکبر خواب است. گفتم بیدارش کن. اولین خبر را من به آقای هاشمی دادم.

 واکنش آقای هاشمی چه بود؟ چه کار کردند؟ می‌خواهیم بدانیم خوشحال شدند یا عکس‌العمل خاصی نشان ندادند؟

خیلی خوشحال شدند. به دلایلی که الان جای شرحش نیست؛ ولی آقای هاشمی از انتخاباتی که ما برگزار کردیم لذت برد.

به نظر می‌رسد وزارت کشور توانست مدیریت خوبی هم بر اتفاقات دوران انتخابات داشته باشدمثلاً «کارناوال عصر عاشورا» یا مثلاً حواشی دیگری که رخ می‌داد را چطور مدیریت کردید.

حالا شما وارد آن موارد نشوید.

  یک نکته‌ای که می‌تواند به شما مربوط باشد فهرست نامزدهاست.

با آرای باطله ما پنج رأی در مصاحبه‌ای اعلام کردیم. برای همین هم آقای ری‌شهری که دوست ما هم هست، بدشان آمد.

 چون آرای باطله از میزان رأی آقای ری‌شهری بیشتر بود؟

آرای باطله چهارم بود. بالاخره من وزیر بودم باید اعلام می‌کردم. شاید برای شما الان سخت باشد باورش که با وجود اینکه من با آقای ناطق صمیمی بودم، اصلاً دلم نمی‌خواست ناطق یا خاتمی رأی بیاورند. دلم می‌خواست هر کسی که مردم دوست دارند، رأی بیاورد. این را من در محضر خدا می‌گویم. خاطره‌ای هم از آقای ناطق برای شما بگویم. در مجلس اول ١۵ نفر از نماینده‌ها رفتیم به کوبا برای اجلاس بین‌المجالس. شبی ١٠ هزار دلار هزینه هر ویلا بود. ٣٠٠ هزار دلار برده بودیم و خاطرمان جمع بود کم نداریم اما بالاخره باید امانتداری می‌کردیم. برای همین ویلاها را پس دادیم و فقط یک ویلا گرفتیم و هر چهار نفر در یک اتاق ماندیم. من، آقای ناطق، آقای ولایتی و آقای دکتر زرگر در یک اتاق بودیم. یک روز آقای ناطق، بعد از نماز من را هل داد گفت ناراحت نباش عمر سفر کوتاه است. گفتم من در فکر سفر نیستم ولی خیلی ناراحتم. آقای ولایتی باور کرد، آمد کنار جانماز من گفت چه اتفاقی افتاده است؟ وقتی هر سه آمدند، گفتم علت دارد. من شهرستانی باید با سه نفر دهاتی هم‌اتاق شوم! ناطق اهل نور است، به آقای ولایتی هم گفتم تو هم که اهل رستم‌آبادی. هر سه‌شان روستایی بودند و خندیدیم. این ویلا یک استخر داشت، آقای ناطق همه را می‌گرفت می‌انداخت در استخر. آقای موسوی تبریزی همراه ما بود، یک عبای خاشیه گران‌قیمتی داشت که اگر آب به آن می‌رسید از بین می‌رفت. او همیشه آن را بر تن می‌کرد تا آقای ناطق نتواند او را داخل استخر بیندازد. اما یک روز آقای ناطق بالاخره او را با عبا داخل آب انداخت. آقای موسوی تبریزی هم ناراحت شد با همه قهر کرد. به آقای ناطق گفتم باید یک کاری کنید. بالاخره آقای ناطق هم با شوخی و خنده کاری کرد که آقای موسوی تبریزی هم کوتاه آمد.

 ولی فهرست نامزدها به ترتیب حروف الفبا باید باشد ولی نام آقای ناطق اول بودآیا وزارت کشور نقشی در آن داشت؟

نه، این‌طور نبود. قانون می‌گوید باید به ترتیب حروف الفبا باشد. شاید در یک روزنامه این‌طور منتشر کرده بودند.

نه، فهرست انتشاریافته از سوی وزارت کشور این‌طور بود و محل بحث شد. یکی از دلایلی که می‌گفتند گل‌ آقا آن طنز را ساخت، هم همین بود.

نمی‌دانم، الان حضور ذهن ندارم. شاید آن زمان هنوز این قانون نبود. اصل موضوع اما چیز دیگری است. قانونمند بودن یعنی وابسته نبودن. چون وابسته بودن معذوریت‌هایی ایجاد می‌کند که فرد را از جاده عدالت خارج می‌کند. آقای ناطق از ما توقع نداشت به نفع او رأی بخوانیم اما توقع داشت که از آرایش صیانت شود و الا نه من خانه ایشان می‌رفتم و نه ایشان خانه من آمده بود. آقای ناطق هم برای خودش یک جایگاهی قائل بود که افکار عمومی آن را قبول نداشت. من به او این را گفتم و کمی هم به او برخورد. وقتی آن شب به او گفتم که رأی نیاوردی خیلی خبر تعجب‌آوری برایش بود. ضمن اینکه من با آقای خاتمی اصلاً ارتباطی نداشتم که به او زنگ بزنم بگویم سید، رأی آوردی. وظیفه من نبود. در داخل ولی واکنش‌ها زیاد بود. آن‌هایی که طرفدار آقای خاتمی بودند خوشحال بودند. طبعاً آن‌طرفی‌ها هم احساس نگرانی می‌کردند. آقای جنتی تا یک نصف شب در ستاد انتخابات بود. در عوض آقا تشکر بالابلندی از وزارت کشور کردند، اما حاصلش چه شد؟ حاصل این شد که آقای خاتمی نیامد از این فرصت استفاده کند بگوید مردمی که به من رأی دادند فقط اصلاح‌طلبان نیستند، اصولگرایان هم هستند. همه مشاوران، استانداران و وزیران را از نیروهای چپ انتخاب کرد. عنصری مثل احمد خرم، استاندار من بود. این چپ چپ افراطی است یا آقای صوفی یا عبدالعلی‌زاده؟ این‌ها از چپ رد شده بودند. اسم این اصلاح‌طلبی نیست.

 یعنی شما معتقدید از اصولگراها افراد زیادی به آقای خاتمی رأی داده بودند؟

بی‌شک. مملکت ما ٢٠‌ میلیون اصلاح‌طلب دارد؟

 چرا نداشته باشد؟

باید شما دلیل بیاورید. ما یک مورد انتخابات سال ٧۶ را داشتیم، انتخابات مجلس پنجم هم بود. باید همه را کنار هم گذاشت. آقای خاتمی یک عنصر باعاطفه، صمیمی، باادب، متواضع و خوش‌مشرب است. هر وقت هنوز من را می‌بیند تا کمر خم می‌شود. من چه کرده‌ام؟ چه گلی به سرش زده بودم؟ در نگاه چپ‌ها جایی برای راست‌ها وجود ندارد، ولی آقای خاتمی این‌طور نگاه نمی‌کرد. بعد از دوم خرداد، هاشمی دیگر رئیس‌جمهوری نبود و کابینه را دکتر حبیبی اداره می‌کرد. یک روز زنگ زدند که آقای خاتمی می‌گویند بیایید دفتر ایشان. من گفتم عرف این است که اگر کسی درخواست ملاقات دارد، ملاقات‌شونده باید وقت دهد. اگر آقای خاتمی درخواست ملاقات دارد باید از من بخواهد وقت تعیین کنم من که درخواست نکرده‌ام. گفتند این توهین به رئیس‌جمهوری منتخب است. خلاصه بعد دوباره تماس گرفتند گفتند آقای خاتمی گفته است فلانی هر وقت، وقت داشت بیاید، گفتم بگویید دوشنبه دو هفته بعد وقت دارم. وقتی من رفتم اولاً عمامه‌اش را برداشت و صندلی‌اش را گذاشت پایین صندلی من و باقلوای شهرشان را به من تعارف کرد. هر محبت و صمیمیتی بود دریغ نکرد. گفت من از شما استدعا می‌کنم یک دور با هم همکاری کنیم. گفتم نه. گفت چرا؟ گفتم من با شما توچال هم می‌آیم، اما با گروه شما نه. نمی‌گذارند من با شما باشم. گفت این‌طور نیست. گفتم وقتی کار شروع شود معلوم می‌شود. گفت سفیر شو. گفتم ١٠ سال قائم‌مقام وزیر خارجه بودم. گفت وزارت علوم، وزارت کشور، آموزش و پرورش؟ گفتم نه. گفت خواهش من این است که ماهی یک‌ بار بیایید اینجا. گفتم نه. گفت فصلی یک‌ بار یک نامه ادیبانه بنویسید. گفتم نه. هر کس بود جوش می‌آورد. رئیس‌جمهوری بود و ٢٠‌ میلیون رأی داشت. عده‌ای این‌ها را قاطی می‌کنند. یعنی شخصیت افراد را با موضع‌گیری سیاسی خلط می‌کنند. متوجه نیستند که آقای خاتمی شخصیتش یک چیز است و مواضعش یک چیز دیگر، چون نمی‌توانند تفکیک کنند نمی‌توانند ایشان را به عنوان یک دوست بپذیرند.

منبع: جماران

مرحله سوم میدان تیر دانش آموزان بسیجی در اردوگاه قدس درگز برگزار شد

مرحله سوم میدان تیر دانش آموزان بسیجی در اردوگاه قدس درگز برگزار شد

سرهنگ دوم پاسدار محمد هادی قوی پنجه فرمانده ناحیه مقاومت بسیج درگز ضمن بازدید از نحوه اجرای میدان تیر و برگزاری کلاس ها اظهار داشت: این اردو ها به منظور تقویت روحیه حماسی و دفاعی دانش آموزان، افزایش مهارت های فردی و گروهی دانش آموزان در دفاع نظامی و غیر نظامی و استفاده صحیح از سلاح های نظامی در موقع بکارگیری برگزار می شود.

محسن هژبر مدیر عملیات ناحیه مقاومت بسیج درگز هدف از برگزاری این دوره ها را تقویت بنیه دفاعی دانش آموزان خواند و افزود: در این اردوی سه روزه دانش آموزان با فراگرفتن آموزش های نظامی با انواع فنون رزم، نحوه تیراندازی با اسلحه بصورت عملی و کلاس های ایست و بازرسی آشنا می شوند و خود را آماده دفاع همه جانبه در مقابله با تهدیدات احتمالی دشمن می سازند، تا در صورت نیاز از آمادگی لازم برخوردار باشند و بتوانند با حضور در صحنه در برابر متجاوزان ایستاده و کشور را در برابر دشمنان حفظ نمایند. 

وی خاطر نشان کرد: کلاس های تئوری این اردو با حضور بیش از 450 دانش آموز در اردوگاه آبگرم آموزش و پرورش برگزار شد و برنامه های فرهنگی و اخلاقی از قبیل سخنرانی مسئول دفتر نمایندگی، اقامه نماز جماعت و پخش کلیپ را از دیگر برنامه های جانبی این اردو علاوه بر کلاس های آموزش نظامی برشمرد.

جشن نیمه شعبان در نقاط مختلف شهرستان درگز به همراه نمایش شادمانی مردم

جشن نیمه شعبان در نقاط مختلف شهرستان درگز به همراه نمایش شادمانی مردم

همزمان با سراسر کشور و بارش نزولات آسمانی جشن میلاد حضرت مهدی(ع) در نقاط مختلف شهرستان درگز برگزار شد. سخنرانی، مدیحه سرایی توسط مداحان اهل بیت (ع)، ایستگاه صلواتی، اجرای تردستی، اجرای نور پردازی، اهدای جوایز و برگزاری مسابقه از جمله برنامه های این جشن ها در سطح شهرستان درگز بود.

 

 

باز انتشار تصاویر و اطلاعاتی از پارک ملی تندوره شهرستان درگز

باز انتشار تصاویر و اطلاعاتی از پارک ملی تندوره شهرستان درگز

مشخصات و شرایط جغرافیایی پارک ملی و منطقه حفاظت شده تندوره:

پایگاه خبری دیده بان محیط زیست و حیات وحش ایران: منطقه تندوره در سال ۱۳۴۷ به عنوان منطقه حفاظت شده قرق گردید و در اسفند ماه سال ۱۳۴۸ به پارک وحش تندوره تغییر نام یافت. از سال ۱۳۵۳ مساحت این پارک تقلیل یافت و نهایتا طی مصوبه شماره ۱۰۱ شورای عالی محیط زیست مورخ ۱۳۶۱/۶/۲۱ به عنوان پارک ملی تندوره معرفی گردید.

در حال حاضر مساحت پارک ملی تندوره ۳۵,۵۴۰ هکتار و مساحت منطقه حفاظت شده تندوره ۹,۲۵۰ هکتار می باشد.

پارک ملی و منطقه حفاظت شده تندوره در شمال استان خراسان رضوی، در نزدیکی مرز ترکمنستان و در منطقه‌ای کوهستانی با صخره‌ها و تپه ماهورهای متعدد و دره‌های ژرف و پر شیب که پوشیده از گیاهان مختلف است قرار دارد و یکی از بهترین زیستگاهای جانوران وحشی به ویژه قوچ و میش اوریال می‌باشد.

اقلیم:

پارک ملی تندوره به علت قرار گرفتن بر روی ارتفاعات کپه داغ در جنوب و غرب، تأثیر پذیر بودن از کویر قره قوم و جلگه پست درگز از سمت شمال دارای دو نوع آب و هوای متفاوت است. قسمت های جنوبی و غربی پارک به علت وجود ارتفاعات بلند و تحت تأثیر توده های هوائی مدیترانه ای دارای آب و هوائی نسبتا سرد و رطوبت بیشتر و قسمت های شمالی تحت تأثیر آب و هوای گرم و خشک کویر قره قوم و جلگه پست درگز دارای آب و هوائی نسبتا گرم و دارای رطوبت کمتر می باشد.

پارک ملی تندوره دارای ساختاری کوهستانی با مورفولوژی نامنظم بوده و کوهها از سیمایی بهم ریخته برخوردار است. در داخل پارک در ایامی که ریزش های جوی وجود ندارد میتوان از تنها راه ارتباطی داخل پارک که محیط بانی چهلمیر را به شکرآب وصل می کند استفاده نمود. راه دسترسی به پارک ملی تندوره مسیر قوچان – درگز است.

میزان بارندگی سالانه‌ حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلی متر و توزیع بارندگی در فصول مختلف بسیار متفاوت است.

درجه حرارت در زمستان تا ۲۰- درجه می‌رسد و حداقل ۴ ماه از سال در این منطقه برف وجود دارد.

وضعیت اجتماعی:

پارک ملی تندوره فاقد مراکز انسانی می‌باشد و تنها پاسگاه‌های محیط بانی در آن قرار دارند.

ارتفاعات:

مرتفع‌ترین نقطه تندوره قله قنبرعلی در جنوب منطقه به ارتفاع ۲۵۸۶ متر است و پست‌ترین نقطه با ارتفاع ۸۸۴ متر در دره چهلمیر در بخش شمالی آن قرار دارد.

منابع آبی:

مجموعه تندوره از نظر منابع آبی فاقد رودخانه‌های مهم است و قسمت اعظم منابع آب این منطقه را چشمه‌ها تشکیل می‌دهند.

با توجه به وجود تعداد زیادی چشمه، به دلیل آبدهی کم آنها مشکلاتی از نظر تامین آب وحوش در منطقه وجود دارد.  چشمه های چهلمیر، بید، رجبه، ادانه، قره نهه، مدخان، باش تپه، ایدلق، قره لوکه، کلاشک، توغی، تندوره، چرلاق و رف سو از مهمترین چشمه های منطقه به شمار میروند.

پوشش گیاهی:

پوشش گیاهی پارک ملی تندوره بسیار متنوع است و تاکنون ۳۷۳ گونه از ۶۰ تیره در این پارک شناسایی شده‌ است.

انواع گیاهان علفی، بوته ای، درختی و درختچه ای در این منطقه قابل مشاهده است. اورس، انجیر، بید، نسترن، گوجه وحشی، کرکو، درمنه، گون، کلاه میرحسن، آنقوزه، کندل، زیره سیاه، کتان وحشی، آویشن، انواع گرامینه، آلبالوی وحشی، شیر خشت، کرکو، باریجه، گردو، زرشک، چوبک، بومادران، سریش، بارهنگ، انواع گیاهان یکساله مرتعی و گیاهان با ارزش داروئی از مهمترین گونه‌های گیاهی این پارک است.

گونه های شاخص جانوری:

پستانداران: پلنگ، قوچ و میش اوریال (بالغ بر ۴۰۰۰ راس)، کل و بز، گرگ، گراز، کفتار، رودک، شغال، تشی، خرگوش، گربه پالاس، گربه جنگلی، روباه

پرندگان: عقاب طلایی، جغد، کبک، قمری، تیهو، باقرقره، دلیجه، کبک، تیهو، قرقاول، بلدرچین، کبوتر چاهی، قمری، چکاوک شاخ دار، چکاوک آسمانی، دم جنبانک ابلق، قرقی، سسک، سار، زاغی، توکای سیاه، انواع جغد، سهره سینه سرخ،  کوکر، زرده پر، لیل، چکاوک، کورکور، دلیجه، سارگپه، کرکس، هما، عقاب

خزندگان: مار کبری، مار جعفری و افعی شاخدار

پارک ملی و منطقه حفاظت شده تندوره یکی از بهترین زیستگاه های پلنگ در کشور می باشد و تصاویر زیادی از این گربه سان زیبا در این منطقه ثبت شده است. در سال ۱۳۷۰ در این منطقه ۱۳۴ مورد مشاهده پلنگ گزارش شده و در سال ۱۳۸۷ جمعیت پلنگ در این منطقه ۶۰ قلاده برآورد شده است.

رخدادها:

- در دیماه ۱۳۹۲ از ۳ پلنگ ایرانی بصورت همزمان در پارک ملی تندوره تصویربرداری شد (لینک مرتبط)

- در دیماه ۱۳۹۲ یک شکارچی غیرمجاز در جریان درگیری مسلحانه با محیط بانان تندوره کشته شد (لینک مرتبط)

- در بهمن ماه سال ۱۳۹۲ از یک پلنگ ایرانی در حال تعقیب کل و بزها تصویربرداری شد (لینک مرتبط)

- در بهمن ماه ۱۳۹۲ مجددا از ۳ پلنگ ایرانی بصورت همزمان در پارک ملی تندوره تصویربرداری شد (لینک مرتبط)

- در مهرماه ۱۳۹۳ دو پلنگ ایرانی در پارک ملی تندوره زنده گیری شده و به گردنبند ردیاب ماهواره ای مجهز شدند (لینک مرتبط)

تصاویر پارک ملی و منطقه حفاظت شده تندوره:

نمایش "روزی که پرویز رفت" در درگز به روی پرده رفت

نمایش "روزی که پرویز رفت" در درگز به روی پرده رفت

به گزارش دفاع پرس از خراسان رضوی، شهید پرویز اژدو جوان­ترین شهید بسیجی خراسان رضوی در ۸ سال دفاع مقدس است. با شروع جنگ تحمیلی وی نیز به همراه سایر بسیجیان درگز در جبهه های حق علیه باطل حضور پیدا کرد و سرانجام با داشتن ۱۰ سال و یازده ماه در تاریخ ۶۱/۲/۲۴ در مرحله دوم عملیات بیت­ المقدس به شهادت رسید و برای مردم درگز افتخار آفرید.

به مناسبت فرا رسیدن سی­ وچهارمین سالگرد شهادت این نوجوان درگزی ، برای اولین بار کار نمایشی با عنوان “روزی که پرویز رفت” در سالن ارشاد درگز برگزار شد.

هدف از برگزاری این نمایش که قرار است در سایر شهرهای کشور نیز برگزار شود؛ گرامیداشت یاد خاطره شهید بزرگوار پرویز اژدو و اهمیت دفاع و شهادت است.

گزارش مسابقه سوارکاری مرحله استانی در شهرستان درکز

گزارش مسابقه سوارکاری مرحله استانی در شهرستان درکز

به مناسبت عید مبعث رسول الله حضرت محمد (ص) مسابقه سوار کاری در رشته های کورس و یورقه اسب و مادیان با حضور مسولین محترم شهرستان: فرماندار شهرستان درگز و ریاست اداره تربیت بدنی و ورزش جوانان و پیش کسوتان ورزش شهرستان با تلاش و همکاری بی شائبه هیات سوار کاری شهرستان درگز جناب آقای هادی یکرنگ و... وتمام مردم ورزش دوست درگز با شرکت شهرستان های درگز، نوخندان، کلات، نیشابور، قوچان و... در رشته های مذکور به مرحله اجرادر امد.

نتایج مسابقه بدین شرح است :
رشته کورس تاخت اسب ها:
مقام اول استانی -اسب سمند -به مالکیت خانم معصومه ابراهیمی-به سوار کاری آقای محمد حسین گلدار از شهرستان قوچان 
رشته کورس یورقه اسب ها:
مقام اول استانی -اسب مله قوش -به مالکیت آقای قنبر علی گلدار-به سوار کاری آقای محمد حسین گلدار
از شهرستان قوچان 
مقام دوم استانی -اسب طوفان -به مالکیت آقای سید محسن حسینی -به سوار کاری آقای قربان علیزاده از شهرستان نیشابور
مقام سوم استانی -اسب توسن به مالکیت آقای اکبر پاسبان -به سوار کاری آقای مرتضی کیخا
از شهرستان درگز
رشته کورس یورقه مادیان ها:
1-مقام اول استانی-مادیان آسیان به مالکیت آقای مجید زرم پور-به سوار کاری آقای بهنام قربانی از شهرستان درگز.
2-مقام دوم استان -مادیان نسیم به مالکیت آقای مهدی کوثری -به سوار کاری آقای قربان علیزاده از شهرستان نیشابور
3- مقام سوم استانی -مادیان سمند به مالکیت و سوار کاری آقای مسعود قندی از شهرستان درگز.
ودر آخر مسابقه با حضور پر شور مردم ورزش دوست از مالکین و سوار کاران از رتبه های اول تا سوم هر رشته تقدیر و تشکر با اهدائ جوایز انجام گرفت.
براساس این گزارش همچنین  از هماهنگ کنندگان مسابقه جهت امنیت و پرشور و هیجان با حضور فعال نیروی انتظامی و شبکه اورژانس شهرستان تقدیر و تشکر شد.
گفتنی است در استان خراسان رضوی هیات سوار کاری شهرستان درگز و باشگاه سوار کاری سپیده قوچان بیشترین فعالیت را در امر ورزش داشتند.



مدیر آموزش و پرورش درگز: بدترین شرایط مالی را در 37 سال گذشته تجربه می‌کنیم

مدیر آموزش و پرورش درگز: بدترین شرایط مالی را در 37 سال گذشته تجربه می‌کنیم

مدیر آموزش و پرورش درگز گفت: امسال بدترین شرایط مالی را در طی 37 سال گذشته تجربه می‌کنیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)- منطقه خراسان، پیام پاکدل  در مراسم گرامیداشت روز معلم که صبح امروز در محل اداره آموزش و پرورش این شهرستان برگزار شد، بیان کرد: آموزش و پرورش یکی از مهمترین بسترهای اجتماعی است که نقش مهمی در پیشرفت علمی و رفاهی هر جامعه دارد و در توسعه امور مختلف جامعه نظیر مذهب، اقتصاد، سیاست، علم و فرهنگ بسیار تاثیرگذار است.
 
وی افزود: دبستان مهمترین دوره تحصیلی دانش‌آموزان محسوب می‌شود و در واقع آینده کشورهاست و به دوره دبستان هر جامعه‌ای که بنگریم، می‌توانیم به آینده آن جامعه پی ببریم.
 
پاکدل در ادامه افزود: وضعیت اقتصادی آموزش و پرورش مناسب نیست؛ زیرا به هر دانش‌آموز درگز مبلغ بسیار ناچیزی در یک سال تحصیلی تخصیص یافته که پاسخگوی هزینه‌ها نیست و انتظار داریم که والدین دانش‌آموزان و خیرین شهرستان برای فراهم کردن امکانات تحصیلی فرزندان خود به مدارس شهرستان مراجعه و از خانه دوم فرزندانشان حمایت کنند.
 
وی خاطرنشان کرد: آموزش و پرورش درگز از نظر مالی در 37 سال گذشته بدترین شرایط را تجربه می‌کند که امیدواریم با همراهی والدین دانش‌آموزان و حمایت خیرین، در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار بگیریم.
 
گفتنی است؛ در حال حاضر جمعیت دانش‌آموزان حوزه شهرستان درگز، به جز منطقه نوخندان 14 هزار نفر است.

قدیمی ترین بخشیِ درگز با دوتار ابریشمی ترکمن به جشنواره موسیقی نواحی می رود

قدیمی ترین بخشیِ درگز با دوتار ابریشمی ترکمن به جشنواره موسیقی نواحی می رود

به گزارش روز چهارشنبهٔ گروه فرهنگی ایرنا، از ستاد خبری نهمین جشنواره موسیقی نواحی ، بر اساس برنامه‌ریزی دبیرخانهٔ جشنواره موسیقی نواحی، قرار است ضمن تجلیل از استاد آی‌محمد یوسفی، قدیمی‌ترین و اصیل‌ترین خواننده و نوازنده بخشی در سبک درگز، این استاد موسیقی نواحی برای نخستین بار در نهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران قطعه هایی را در جشنواره اجرا کند.

استاد آی‌محمد یوسفی، برگزاری جشنواره موسیقی نواحی ایران را فرصتی می‌داند که استادان موسیقی نواحی بتوانند تجربه‌های خود را به جوانان علاقه‌مند منتقل کنند.

این خواننده و نوازنده پیشکسوت دوتار ابریشمی که همیشه از طریق کشاورزی روزگار ‌گذرانده و پیش از این تنها در یکی، دو جشنواره منطقه ای و یک بار نیز در کشور اتریش اجرای برنامه داشته، با ابراز خرسندی از حضورش برای نخستین‌ بار در جشنواره موسیقی نواحی، از برگزاری این جشنواره به طور مستقل، ابراز خرسندی می‌کند و امیدوار است این جشنواره در سال‌های آینده نیز به همین روند و به صورت منظم برگزار شود تا از دل آن، نوازنده‌هایی جوان به جامعه معرفی شوند.

آی ‌محمد یوسفی، متولد 1302 در روستای تگن شهر درگز استان خراسان رضوی و شاگرد اولیاقلی یگانه است. او از معدود نوازندگانی است که هنوز با تار ابریشم، که صدایی بم‌تر از دوتار سیمی دارد و رنگ و صدای آن متفاوت است، می‌نوازد. آی محمد یوسفی بیش از 60سال است که به شیوه بخشی‌های شمال خراسان می‌خواند و دوتار می‌نوازد و در زمینه داستان سرایی و نقل افسانه‌ها و آیین‌های قومی و منطقه‌یی فعالیت دارد.

نهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران، 17 تا 21 اردیبهشت‌ماه جاری در شهر کرمان برگزار می‌شود.

شناسایی لاک پشت مهمیزدار در منطقه میانکوه شهرستان درگز

شناسایی لاک پشت مهمیزدار در منطقه میانکوه شهرستان درگز

تصاویری در اختیار “اخبار ناوچیان” قرار گرفته که از شناسایی گونه ای خشکی زیست از لاک پشتها در میانکوه حکایت دارد. بررسی تصاویر نشان می دهد لاک پشت شناسایی شده، احتمالا، لاک پشت مهمیزدار (Testudo Graeca)، گونه ای لاک پشت “خشکی زیست” است.

از این لاک پشت در ایران دو زیرگونه وجود دارد. لاک پشت مهمیزدار غربی که در نیمه غربی ایران پراکنش دارد و لاک پشت مهمیزدار شرقی که در نیمه شرقی ایران نظیر استان های کرمان، خراسان و سیستان و بلوچستان یافت می شود.

رحیم تشلیخ که همراه با دوستان خود، ابراهیم دولت پور و محمد تبریزی، این شناسایی را انجام داده است به “اخبار ناوچیان” گفت: حدود 7-8 سال است که این لاک پشتها را در کوهپایه های تلکتو می بینم. همیشه آنها را در اوایل بهار و به ویژه در فصل برداشت زیره، می بینم و دیگر در طول سال از آنها خبری نمی شود.

وی ادامه داد: لاک پشتها را معمولا به صورت جفتی می بینم و تاکنون در هیچ جای دیگری از میانکوه لاک پشتی که در طبیعت زندگی کند، ندیده ام.

طبق اظهارت رحیم تشلیخ، لاک پشت عکس برداری شده حدود 25 سانتی متر طول و 15 سانتی عرض داشته و وزن آن 3 تا 4 کیلوگرم بوده است.

محمد دولت پور، کارشناس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان درگز نیز ضمن اظهار تعجب از شناسایی لاک پشت خشکی زیست در میانکوه به خبرنگار “اخبار ناوچیان” گفت: احتمالا فصل تخم گذاری این لاک پشتهاست لذا افراد محلی نباید در محدوده زیست آنها، مزاحمتی ایجاد کنند. به عنوان مثال چون گونه های جانوری پارک ملی تندوره مشخص است در فصل تخم گذاری و زاد و ولد حیوانات که تا 15 خردادماه طول می کشد از ورود افراد به پارک جلوگیری می گردد.

به گزارش “اخبار ناوچیان”، لاک پشت مهمیزدار شرقی، لاک سخت و محکم، گنبدی شکل و پوشیده از صفحات شاخی بزرگ است. پاهای این گونه کوتاه و کلفت است و پاهای جلویی تعداد ۵ و پاهای عقبی تعداد ۴ چنگک دارد که پوشیده از پولک های شاخی می باشد. در سطح پشتی پاهای عقب و جلوی این جانور، یک غده بزرگ و مخروطی به شکل مهمیز وجود دارد که به همین جهت این گونه به لاک پشت مهمیزداز مشهور است. طول آن به طور متوسط ۲۵ سانتی متر است اما اندازه های بزرگ تر تا حد ۳۵ سانتی متر نیز گزارش شده است.

این گونه از لاک پشت، جانور آرام و کندرویی است که وابستگی چندانی به آب ندارد. در زمستان به خواب زمستانی می رود و همراه با گرم شدن هوا مجدداً شروع به فعالیت می نماید. جانوری گیاه خوار است و در درجه اول از گیاهان آب دار تغذیه می کنند و بدین وسیله آب مورد نیاز خود را تأمین می نمایند. همچنین در اردیبهشت ماه جفت گیری می کنند و بین اواخر خرداد تا اوایل تیر در کنار بوته ها چاله هایی حفر کرده و تخم های خود را به تعداد ۲ تا ۸ عدد در آن می‌گذارند. طول تخم‌ها ۳۴ تا ۴۳ میلی متر و دارای پوسته ای محکم است.

به گزارش “اخبار ناوچیان”، گونه های بسیاری از لاک پشتها در خطر انقراض قرار دارند. پیش از این لاک پشت های آبی زیست در رودخانه های میانکوه شناسایی شده بودند که به دلیل ناآگاهی و یا سوء استفاده از بین رفته و در سالهای اخیر به ندرت مشاهده شده اند.

گروه شناسایی کننده در گفتگو با “اخبار ناوچیان” تاکید می کنند محل زندگی لاک پشتها را تنها در اختیار مسوولان قرار خواهند داد تا جان آنها به خطر نیفتد.

تنی چند از مردم محلی نیز به “اخبار ناوچیان” گفتند: از مسوولان شهرستان انتظار می رود ضمن شناسایی دقیق گونه لاک پشت میانکوه، اقدامات لازم برای حفاظت از آن را نیز انجام دهند.

امام جمعه درگز: ربا و بی عدالتی در مالیات، آفت اقتصاد است

امام جمعه درگز: ربا و بی عدالتی در مالیات، آفت اقتصاد است

حجت الاسلام حسین ملکی امام جمعه شهرستان درگز در خطبه های این هفته نماز جمعه شهرستان ضمن سفارش نمازگزاران به تقوای الهی در مصلی الغدیر درگز به ۲۹ فروردین روز ارتش اشاره کرد و اظهار کرد: ارتش جمهوری اسلامی ایران به لطف اسلام و ولایت فقیه در اوج قدرت و معنویت قرار دارد.

وی ادامه داد: امروز ارتش جمهوری اسلامی ایران مایه وحدت و اقتدار نظام الهی و ولایی ماست.

امام جمعه درگز با تاکید به اهمیت قدرت دفاعی اذعان کرد: قرآن در سوره انفال، آیه ۶۰ به مسلمین دستور می دهد تا قدرت دفاعی خود را تقویت کنند.

وی تصریح کرد: قدرت در معنویت، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و توان نظامی از مصادیق قدرت دفاعی است.

خطیب جمعه درگز با بیان اهمیت سنت اعتکاف گفت: یکی از برکات نظام الهی ما، برپایی سنت نبوی و علوی اعتکاف است که در قرآن و روایات اسلامی ریشه دارد.

وی تاکید کرد: سنت اعتکاف یک اردوی سه روزه معرفتی، بصیرتی و تربیتی است که انسان را به مراقبت و محاصبه از نفس تشویق می کند.

حجت الاسلام ملکی آفات اقتصاد سالم را خاطر نشان کرد و گفت: اقتصاد جامعه اسلامی نباید به آفت ربا مبتلا شود؛ چراکه این مسئله برکت و اقتصاد جامعه را از بین می برد.

وی ادامه داد: بی عدالتی در محاسبه مالیات نیز بر اقتصاد آسیب می زند و باید این مشکل موجود در شهرستان حل شود.

وضعیت پزشکی، بهداشت و سلامت در شهرستان درگز بسیار نگران کننده است

وضعیت پزشکی، بهداشت و سلامت در شهرستان درگز بسیار نگران کننده است

مطلب ارسال شده از سوی یکی از بازدیدکنندگان سایت:


در میان مشاغل گوناگون از حرفه پزشکی به عنوان شغلی منحصر به فرد نام برده می شود چرا که به طور مستقیم با جان انسان‌ها سر و کار دارد و به همین دلیل اخلاق جزیی جدایی‌ناپذیر از علم پزشکی تلقی می‌شود، در کنار اخلاق باید از تخصص و آشنایی با مهارت های لازم به عنوان پایۀ دیگر علم پزشکی نام برد. چه بسیار مردان خوشنامی که از این دو پایه تعهد و تخصص برخوردار بوده و در عرضه آن به همنوعان خود سخاوتمندانه رفتار نموده اند، مرزنشینان شهرستان دره گز پزشک خوشنام زنده یاد دکتر هوشمند را به خاطر  تسلط بالا و منش انسانی هرگز از یاد نخواهند برد. مردمان شهرستان محروم دره گز همواره قدردان زحمتکشان عرصه پزشکی در شهر خود بوده اند، مردمان زحمتکش و سخت کوشانی که در پیشانی کشور وظیفه خطیر مرزداری از کیان ایران عزیز را بر عهده داشته و خواهند داشت. امروز با گذشت چندین سال از افتتاح قسمتی از بیمارستان شهر مشکل عدم وجود امکانات پیشرفته و همینطور نیروی انسانی متخصص بسیار مشهود است که متاسفانه مورد دوم بسیار پر رنگتر است. دوست عزیزی در روزهای گذشته فرزند خردسالش را به دلیل احساس درد در پهلو و ناحیه شکم به بیمارستان شهرستان می برد و پزشک جراح پس از انجام معاینه این درد را آپاندیس تشخیص داده و بستری نمودن کودک و انجام عمل جراحی را  تجویز می نماید، لازم به ذکر است که هنوز هیچگونه آزمایش و یا سونوگرافی از بدن کودک صورت نگرفته است و  با مقاومت والدین کودک اقدام به سونوگرافی و آزمایشات مربوطه می شود و پزشک جراح همچنان بر نظر خود تاکید می نماید و در مقابل پرسش پدر که تا چه اندازه از تشخیص خود اطمینان دارید بیان می دارد که: تشخیصم صحیح است، ضمن اینکه آپاندیس قسمت زائدی در بدن است و باید خارج شود! بعد از یک شبانه روز والدین کودک از امضای تعهد نامه رضایت جهت جراحی سرباز زده و درخواست مرخص نمودن کودک از بیمارستان و انتقال به شهر مشهد را می نمایند. با امضای تعهدی مبنی بر به عهده گرفتن تمامی عواقب احتمالی، کودک از بیمارستان شهرستان مرخص شده و به مشهد انتقال می یابد، لازم به ذکر است که جراح حاذق شهر به پدر کودک در مورد ترکیدگی احتمالی آپاندیس  در راه انتقال و پخش شدن سموم ناشی از آن و از دست دادن فرزند به طور جدی هشدار می دهد!

پس از انتقال کودک به بیمارستانی در مشهد و انجام آزمایشات و سونوگرافی پزشکان مشکل را مسمومیت ساده غذایی تشخیص می دهند و با مصرف داروی اندکی حال کودک بهبود می یابد. حال این پرسش مطرح می شود که چرا جراح جوان شهر ما ، تاکید بر عمل جراح بدون اطمینان و تشخیص کامل از بیماری دارند؟ و آیا دیگر مسئولین محترم شهر پایش درخوری در رابطه با بیلان کار بخش جراحی بیمارستان شهر انجام می دهند؟ آیا باید مظلومیت را هم به محرومیت افزود!؟  این نمونه کوچکی است از آنچه در بیمارستان شهرستان رخ می دهد، پاسخ به سوالات فوق مطالبه به حقی است که می تواند موجب اطمینان بخشی به مردم محروم این منطقه شود.

با سپاس فراوان- رضوانی پرکند



-------------------------------------------------------------------------



کیانوش انصاری: مطلب فوق را در ایمیلی ارسالی از یکی از مخاطبین سایت خواندم که درخواست انتشار آن را نیز داشتند. گفتم بد نیست در پینوشت این مطلب دردناک خاطره ای هم از خودم بنویسم:


چند وقت پیش تلفنی مطلع شدم پدر بزرگم که بیش از 70 سال سن دارد زمین خورده و از ناحیه کمر و پا شدیدا درد دارد... آنقدر درد داشت که حتی اجازه نمی داد از جایی که خوابیده بود تکانش بدهیم و به بیمارستان انتقالش بدهیم. بلاخره با تماس با آمبولانس و کلی معطل شدن ما... آمبولانس رسید و پیر مرد را به بیمارستان امام خمینی شهرستان درگز آوردیم که بعد از رسیدن به بیمارستان با حال آشفته پدربزرگ و گلایه هایش به خاطر تکان های زیاد آمبولانس مواجه شدیم و می گفت آنقدر تکان خورده در مسیر که دردش شدیدتر شده...

به بیمارستان که رفتیم متوجه شدیم اصلا چند وقتیست که دکتر ارتوپد ندارند و حرف انتقال پیرمرد با آن امبولانس هم خودش و خانواده را به وحشت می انداخت به اجبار با تماس ها پی در پی و هزینه های فراوان دکتری را از مشهد به درگز آوردیم تا درمان در درگز صورت گیرد وقتی دکتر به عکس های گرفته شده در فیزیوتراپی درگز نگاهی انداخت گفت که استخوان شکسته و باید عمل جراحی شود. بعد از سوراخ کردن پای پیر مرد و مشاوره های قبل از عمل؛ دکتر با ناراحتی آمد و گفت که اصلا اتاق عمل بیمارستان درگز هم امکانات کافی برای این عمل جراحی ندارد و شدیدا توصیه کرد که بیمار به مشهد منتقل شود. بیمار را به بیمارستان مشهد منتقل کردیم و دوباره عکس و فیزیوتراپی و... انجام شد. در کمال تعجب عکس ها در مشهد نشان می داد که هیچگونه شکستگی در استخوان بیمار وجود ندارد و فقط یک ترک و آسیب جزئی به استخوان وارد شده و با کمی دارو و استراحت مشکل قابل حل است!!! دکترهایی که تصاویر گرفته شده در فیزیوتراپی مشهد و درگز را مقایسه می کردند با چشم هایی درشت و مملو از تعجب بی اختیار می خندیدند و حیرت زده بودند. از آن زمان تا کنون در چندین جلسه با مسئولین شهرستان و حتی فرماندار محترم این مشکلات بیمارستان را منتقل کردم اما هنوز هم هر چند گاهی اخبار دردآور و حیرت انگیزی از بیمارستان درگز به گوش می رسد که مردم این شهر را با این سوال مواجه کرده است که تا به کی باید جان عزیزانشان در این شهرستان در امنیت و آسودگی نباشد؟!!! آیا دولت جمهوری اسلامی ایران با این همه نعمت و دارایی توان تجهیز یک بیمارستان در منطقه ای محروم را ندارد؟!!!

عبدالله حاتمیان از نمایشگاه صنایع دستی و عکس نوروزی درگز بازدید کرد

عبدالله حاتمیان از نمایشگاه صنایع دستی و عکس نوروزی درگز بازدید کرد

منتخب دهمین دوره مجلس شورای اسلامی شهرستان درگز به همراه معاون فرماندار از نمایشگاه های صنایع دستی، عکس و فعالیت دبیرخانه ستاد هماهنگی خدمات سفر و نمایشگاه های جانبی بازدید و از زحمات دست اندرکاران و هنرمندان تقدیر و تشکر کرد.

به گزارش روابط عمومی دبیرخانه ستاد اجرایی خدمات سفر استان خراسان رضوی، عبدا.. حاتمیان ضمن ابراز خرسندی از برپایی چنین نمایشگاه هایی در ایام نوروز این برنامه ها را اقدام موثری در جهت شناساندن و معرفی تاریخ ، فرهنگ و هنر و جاذبه های بکر گردشگری شهرستان به مسافران و گردشگران نوروزی دانست و از مدیریت و پرسنل اداره میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری شهرستان و کلیه هنرمندان و دست اندرکاران تقدیر و تشکر کرد.
در این بازدید گفت: امیدواریم در سال جاری با همت شهرداری واداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری شهرستان و سایر دستگاههای مرتبط بازارچه دائمی شهرستان راه اندازی و به بهره برداری برسد.

خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوی از ایران

خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوی از ایران

دانلود کتاب :سیاحتنامه شاردن

جلد1و2و3

نویسنده:  ژان شاردن

مترجم :  اقبال یغمایی - محمد عباسی

تعداد صفحات: 34+526+493

حجم فایل: 24.5 مگا بایت

نوع فایل: pdf

انتشارات :  انتشارات امیر کبیر

دانلود کتاب ها


رجز خوانی دولت عثمانی و جواب نادر افشار

رجز خوانی دولت عثمانی و جواب نادر افشار

نادرسپهسالار شاه تهماسب دوم بود و بخاطر شجاعت وجنگاوریش شهره آفاق شده و بسیار محسود شاه تهماسب دوم واقع می‌شد. 


در اواخر سلطنت شاه تهماسب هنگامیکه نادرمشغول جنگ درصفحات شرق ایران بود،شاه تهماسب جهت نمایش جنگاوریش به عثمانی حمله کرده و شکست سنگینی خورد و در یک عهدنامه ننگین آذربایجان و اران و شروان را به عثمانی بخشید.


روس‌ها هم شرایط را برای دریافت غنائم مغتنم دیده و با تصور ضعف ایران درخواست عهدنامه جدید کردند و شاه تهماسب بی‌لیاقت نیز در عهدنامه‌ای با آنان صفحات شمال را به آن‌ها بخشید وبه قول خودش با بخشش مشتی سنگ و خاک به جنگ‌ها پایان داد و زحمت اداره مشتی کوه و بیابان را از سر دربار ایران کم کرد.

نادرشاه از شنیدن این خبرخشمگین شد و به شاه تحکم کرد عهدنامه را فسخ کند ولی شاه تهماسب زیر بار نرفت و نادر او را عزل کرد و به دربار عثمانی اخطار داد که خاک ایران را ترک کند دربار عثمانی این شعر فارسی را برای نادر فرستاد:


چو خواهی قشونم نظاره کنی          سحرگه نظر بر ستاره کنی
اگر ال عثمان حیاتم دهد                   ز چنگ فرنگی نجاتم دهد
چنانت بکوبم به گرز گران                  که یکسر روی تا به مازندران

نادرشاه هم در پاسخ نوشت:

چو خورشید سعادت نمایان شود          ستاره ز پیشش گریزان شود
عقاب شکاری نترسد ز بوم                  دو مرد خراسان دو صد مرد روم
اگر آل حیدر دهد رونقم                       به اسکندریه زنم بیرقم

و پس از آن در نبردی سهمگین ارتش توپال عثمان پاشا بزرگ‌ترین سردار عثمانی را در هم کوبید و خاک وطن را از ترکان عثمانی بازپس گرفت. سفیر روسیه در نامه ای به دولتش درباره نادر نوشت: چنگیز دیگری این بار از ایران ظهور کرده است و اگر به خواسته نادر تن ندهیم چه بسا روسیه، که این پادشاه تا قلب اروپا را فتح خواهد کرد.


از کتاب «زندگی پرماجرای نادرشاه» اثر «دکتر میمندی‌نژاد»

در باره باباجق و کلمه بابا در تاریخ درگز

چند روز قبل در منزل یکی از دوستان در باره شهر باورد یا ابیورد و وجه تسمیه آن و واژ ه بابا که در بین ترکها و مناطق شمال خراسان بخصوص منطقه اتک درگز زیاد بوده و نمونه ای از آن نام باباجق است که اسم قبلی شهر لطف آباد می باشد ، صحبت شد ، لازم دانستم برای تحقیق و ارایه مطالب بیشتر ، واژه و نام بابا و نامهایی که دارای کلمه بابا است مانند : باباجق و وجه تسمیه آن مطالبی بطور کامل تهیه و درج گردد تا با رفع کاستی ها و عیب و نقص آن توسط دوستان و محققین ، قابل استفاده شود .

ابتدا، در باره واژه و کلمه بابا شرحی داده می شود

واژه و کلمه بابا

کلمه «بابا» مجازاً به معنی پیر و سالخورده و عنوان احترامی برای صوفیان و عارفان و حکیمان متداول بوده است . در ترکی به هر یک از افرادی که در رأس گروه یا سازمانی قرار دارند، حتی اگر سالمندنباشند،به قصد احترام بابا گفته شده است ، چنانکه به (اُروج رئیس ) بارباروس ، امیردریادار معروف ترک در شمال افریقا، بابااروج و به کسانی که در رأس تشکیلات اصناف قرار داشتند اخی بابا گفته میشد.

ازینروست که هنوز هم ملوانان ترک، ناخدای خود را بابا خطاب می کنند. حسن قوچین ، از امرای دوره شاهرخ ،عنوان امیر بابا داشت. محمود افندی اهل فِلبِه ، از شیوخ و مدرّسان مشهور قرن دهم / شانزدهم ، چون مورد احترام رستم پاشا بود در استانبول نفوذ زیادی کسب کرده و به بابا افندی

اشتهار یافته بود. این واژه بعدها مستقیماً به عنوان اسم خاص به کار رفته است ؛ مانند باباگرای (صحیح آن گِرِی ) ازخانان کریمه و بابابیگ ازشاعران قرن نوزدهم م آذربایجان که «شاکر» تخلص می کرد. در مآخذ تاریخی به واژه بابا به عنوان اصطلاحی صوفیانه ، که دست کم از دوران سلجوقیان معمول شده است ، برمی خوریم .هنگامی که طغرل بیگ به همدان آمد به دو نفر صوفی به اسامی باباجعفر و باباطاهر برخورد، به اندرزهای باباطاهر گوش داد و باباطاهر او را دعای خیر کرد. از آن زمان به بعد در ایران و بعدها در آناطولی و روم ایلی ، به مجذوبان و مشایخ و شاعران متصوفی که عنوان بابا داشتند،

برمی خوریم ؛ مانند باباافضل کاشی ، شاعر و صوفی ، و باباکمال خجندی و باباسنکو درویش مجذوب وخلیفه هایش که عنوان بابا داشتند و تیمور آنها را در اَندَخود ملاقات کرد. همچنین می توان از باباشمس مسکین در سبزوار در همین دوره و باباسودایی در ابیورد در قرن نهم «نام باباجق در

درگز از نام ایشان گرفته شده است» و باباخداداد و بابافغانی شاعر و باباکوهی و بابانعمت اللّه نخجوانی و غیره نام برد. به گفته جمال قارصی ، شیخ کمال الدین خوارزمی (متوفی 671) در میان ترکمنها شیخ بابا نامیده می شد؛ و این دلیلی است بر رواج کلمه بابا در میان نواحی ترک نشین

مشرق ایران . بنابراین ، می توان گفت که در سرزمینهای ترک نشین شیوع کلمه بابا و شکل کوتاه شده آن : «باب» که مترادف با کلمه «آتا» (به معنی پدر) است تحت تأثیر احمد یَسَوی و طریقه یسویه، که در میان ترکان رواج فراوان داشت ، بوده است .در ایران ، بویژه از قرن ششم در آذربایجان ، به صوفیانی که عنوان بابا داشتند برمی خوریم ؛ مانند :

باباحسن سرخابی ، بابااحمد، باباعابدین ، باباعفیف ، بابامزید، بابافرج ، باباچوپان مراغی ، باباقلی اردبیلی ، باباطالب ترک و بسیاری دیگر. شیخ بزرگ باباحسن سرخابی )متوفی 610) که محمود شبستری در سعادتنامه با احترام از او یاد کرده است ، به گفته ابن کربلائی مؤلف روضات الجنان ، به «بابای هفتاد بابا» شهرت داشته است ، از آنرو که هفتاد بابا ملازم مجلس او بوده اند. از اسامی این هفتاد بابا که در روضات الجنان . آمده پیداست که اکثر آنان از آذربایجان بوده اند. افلاکی دَدَه ، مؤلف مناقب العارفین ، از بابامرندی که در آناطولی در دربار سلجوقیان نفوذ بسیاری داشته ، نام برده است .

بابامرندی ، چنانکه از نامش بر می آید، منسوب به باباهایِ آذربایجان بوده ؛ و براق بابا نیز که در پایان همین قرن،در دوره ایلخانیان کم و بیش نقش سیاسی ایفا میکرده منسوب به این گروه بوده است.

با اینهمه ، مهمترین شخص در تشکیلات این صوفیان ـ که از آذربایجان تا آناطولی گسترده بود ـ بابااسحاق است که در زمان غیاث الدین کیخسرو دوم، جنبش بزرگ معروف به «عصیان باباییها» را تدارک دید (  رجوع کنید به بابایی ، بکتاشیه ). مشایخ طریقت بکتاشیه منتسب به حاجی بکتاش که از مریدان او بودند، همگی از عنوان بابا استفاده می کردند. به مشایخ و پیروان عقاید ملامتیه قدیم در خراسان و مشایخ و درویشان طریقتهایِ قلندریه و حیدریه نیز، که از اختلاط اصول باطنی با سنن دینی تُرک به وجود آمده اند، عنوان بابا داده شده است . وجود بسیاری از درویشان مانند گِییکْلی بابا در اولین قرن حکومت عثمانی دلیلی بر این مدعاست . اسناد فراوان دال بر ادامه استفاده از اصطلاح بابا در ایران بعد از قرن نهم وجود دارد، و از وجود بابا رکن الدین در اصفهان و شیوخی با نامهای بابابیات و بابارجب مجذوب در شیراز و از شاعران و مجذوبانی مانند: بابااصلی دماوندی و باباسلطانی قلندر قمی و باباطالب اصفهانی اطلاع داریم . در قرن یازدهم ، در اکثر نقاط ایران به شیوخ خانقاههای حیدری (حیدری خانه ) برمی خوریم که مانند بکتاشیها عنوان بابا داشته اند.

شاه عباس اول باباسلطان قلندر را به شیخیی خانقاهِ حیدری که در چهار باغ قرار داشت تعیین کرد و پس از او نیز بنوبت ، باباحیدر و پسرش بابا شفیع و پسر دیگرش بابارضی را به این مقام منصوب کرد.

شیخِ حیدری خانه قزوین هم عنوان بابا داشت. ابوسعید ابوالخیر در بین مردم ترکمن وترکهای درگزی به مهنه بابا ( منه بابا ) مشهور است . «جمعه آتایوف» شرق شناس،روزنامه نگار و مترجم شهیر ترکمنستانی با آوردن کلمه بابا ،در مورد سرخس بابا و مهنه بابا چنین گفته است : شاگرد

کاملی که حضرت سرخس بابا، تربیت کرد؛ پیر صاحب معجزه، حضرت ابوسعید ابوالخیر،  مهنه بابا بود و حضرت ابوعبدالرحمان سلمی پیر صاحب کرامت، حضرت ابوالقاسم قریشی را پرورش نمودند.

در اصطلاح اداری ، در قلمرو ممالیک مصر و شام و حکومت عثمانی به واژه بابا برمی خوریم . به گفته قَلقَشندی، ابتدا به مهترانی که مسئول طشت خانه بودند از روی احترام عنوان بابا داده شد و بعد در قرن دهم به طور کلی ، این اصطلاح شامل تمام مأموران طشت خانه شد. به چهل نفر از حاجبان اداره حرمخانه دربار عثمانی نیز این عنوان داده شد که به متصدی آنها آغاباباسی می گفتند. در دربار عثمانی ، «اُجاقِ» آغابابا نیز وجود داشت که مقر آنها زیر درِمیانی (از دروازه های دربار) بود و باربران مورد نیاز دربار را با اخذ ضمانت استخدام و تربیت می کردند.    

بر اثر گسترش واژه بابا از قدیم الایام در میان ترکها، این کلمه به مفهوم صوفیانه حتی در اسامی نقاطی که صوفیان در آن زندگی می کرده اند نیز به کار رفته است ؛ مانند قصبه باباداغی (به اعتبار نام صاری صالتق بابا که مزارش در آنجاست) و قصبه زنگی بابا بر سر راهی که از خیوه به کراسنو وُدْسْک می رود و روستای بابانقاش در تراکیه و قصبه بابااَسکی .همچنین نامهایی مانند:باباداغی و بابابورنی ، خاطره درویشانی را که در این نقاط سکونت داشته اند محفوظ می دارد.


منابع و مآخذ

ابن کربلائی ، روضات الجنان و جنات الجنان.  

احمدبن اخی ناطور افلاکی ، مناقب العارفین.

واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، اورته آسیا تورک تاریخی حقنده درسلر. 

محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ترجمه سی ، از مترجم عاصم ؛ محمدعلی تربیت. 

دولتشاه سمرقندی ، تذکره الشعرا ، چاپ ادوارد براون.

محمدبن علی راوندی ، کتاب راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق. 

احمدبن علی قلقشندی ، صبح الاعشی.

فؤاد کوپریلی ، تورک ادبیاتنده ایلک متصوفلر.

طاهر نصرآبادی ، تذکره نصرآبادی ، چاپ وحید دستگردی.

سعید نفیسی ،رباعیات باباافضل کاشی. 


برگرفته از وبلاگ شهرهای ابیورد - نسا - درگز

چند مطلب درباره ججو خان

چند مطلب درباره ججو خان

ججو خان خان خانان
وی در روستای حصار لطف آباد به دنیا آمد، پدرش الله وئردی بیک از ترکان حصار بود. پدر جه جو وقتی وی به دنیا آمد نام پدرش ججو را که بر گرفته از نام های بزرگان و خلاصه شده جوجی است بر وی می گذارد. 
جَجوخان، اهل روستای حصار لطف آباد، درگز و ترک بوده است، و خانه پدری ججوخان بغیر از اینکه در روستای حصار لطف آباد بوده، الله وئردی خان، پدر جه جو، در درگز نیز، منزل داشته است، که در خیابان قدیم نادری درگز کوچه نرگس، مقابل مسجد گلریزی های درگز بوده است.( از یاد داشتها و گفته های براتقلی براتی و مصاحبه وی با توحدی در جلد سوم حرکت تاریخی کردبه خراسان) 
دراواخر دوران قاجاریان روس ها تجاوز و مداخله درامور داخلی ایران را افزایش دادند. جوجوخان در برابر روس های متجاوز قد علم کرد و سال ها با روس های متجاوز جنگید و روس ها را از درگز بیرون راند. ججو خان در تاریخ و در میان مردم ایران و روسیه با نام نادر شاه دوم و روح نادر شاه افشار شناخته می‌شود.[ از کتاب خاوران ] و روس ها نیروی برزگی برای کشتن " جوجو خان " بسیج کرده بودند و از خائنان محلی نیز استفاده می نمودند. و سرانجام در یک تعقیب و گریز، اسب جوجوخان در بام صفی آباد در اؤلنگ “علفزار” به باتلاقی افتاد و سربازان روس رسیدند و آن قهرمان را به گلوله بستند و بدست متجاوزان روس به شهادت رسید. توحدی در کتاب حرکت تاریخی کرد می نویسد : عاقبت ججوخان ، با خیانت برخی کردها که به یاری روسها آمده بودند کشته شد از روی گلوله تفنگ معلوم شد که از تفنگ یکی از کرمانج ها بود است[ صفحه 421 جلد سوم حرکت تاریخی کرد به خراسان نوشته توحدی]. پس از " جوجو خان " پسرش به مبارزه با روس ها برخاست و پسرش نیز به دست تجاوزکاران به شهادت رسید.


در مورد قیام ججو خان چنین آمده است :
در اواخر قرن نوزدهم که نفوذ استعماری روس و انگلیس در شمال و جنوب ایران به اوج خود رسیده بود در درگز دلاورمردی بنام ججوخان علم طغیان را برعلیه ظلم و ستم برافراشت، مردم به او روح نادر می گفتند. او روستازاده و از ترک های حصار « اتک درگز » بود که به کشورش عشق می ورزید، یک روز غروب در حالیکه افسار اسبش را در دست داشت و به خانه باز می گشت، صدایی نظرش را جلب کرد و سپس با چشمان خود دید دو سرباز روس قصد دارند به یک زن هم روستایی وی تعرض کنند. 
خون حمیت کشی، دفاع از ناموس و عدالتخواهی در رگهایش به جوش آمده و آن دو سرباز را در آنی به درک می فرستد و بیش از پیش مصمم می شود بر علیه حاکمان بی غیرت درگز و قوچان و ایادیشان و روس متجاوز بپا خیزد و تشکیلاتش را با انضبات تر هدایت کند. 
در آن زمان روسیه و انگلیس کاملاً بر تصمیم گیری ها ی ایران اثر گذار بودند. ججوخان پس از مدتی نیروهای ملی را علیه روسها بسیج کرد، پس از بمباران حرم امام رضا(ع)، روسهای تزاری که ججوخان را مخالف اهداف و امیال تجاوز کارانه خویش می دیدند، در صدد دستگیری وی بر آمدند، ججو در اسفند 1290 خورشیدی دستگیر شد ولی پس از مدتی از زندان روس ها گریخت. ججو مبارزه علیه روسها را ادامه داد، به پاسگاه ها و پایگاه های آنها در نواحی مرزی شبیخون می زد و افسران و سربازان (سالدات ها)روس را می کشت و برای تقویت نیروهایش، اسلحه و مهمات آنها را بین سواران خود تقسیم میکرد.
روسها رسما از حکومت وقت ایران (دولت احمد شاه) خواستند که ججوخان را دستگیر و به آنان تحویل دهد. ولی دولت ایران گفته بود چون ججوخان خیلی طرفدار دارد، از دستگیر کردنش عاجز است. پس از آن روسها نیروی خود را بر علیه ججوخان بسیج کردند و افراد زیادی را به تعقیب وی فرستادند. این تعقیب ها موثر واقع نشد و روسها با این نقشه نتوانستند جَجوخان را بدست آورند.
این ماجرا سرآغازی شد برای قیام ججو خان، علیه متجاوزان روس. به گونه یی که او و یارانش تنها در یک نبرد دو هزار سرباز روس را از پای درآوردند. آوازه شجاعت او آنچنان بالاگرفت که تزار برای سر او جایزه گذاشت.

در بهمن ماه ۱۲۹۰ خورشیدی (۱۹۱۱ میلادی) روسها با کمک و یاری کردهای خراسان « ولیخان قهرمانلو، رئیس ایل کرد قهرمانلو و ایادیش »، ججو خان و یارانش را در جنگ و گریزهای پیاپی در کوه های شاه جهان اسفراین غافلگیر کرده و از بین می برند.
در گزارش های مرکز فرماندهی آخال تأکید شده بود که جسد ججو (جوجو)  را به روسیه بفرستند، آن روزها که فاصله شهرها بسیار دور بود، شکم شیر مرد اتک درگز را دریدند، پر از یخ و برف کردند و تن بی جانش را در صندوق پریخ گذاشته به روسیه نزد متخصصان فن فرستادند تا شاید از مکانیسم مغز و دلش پی به نبوغ و برتری های نظامی او ببرند.
گویند وقتی سر ججوخان دلاور را نزد تزار بردند آن را روی دست بلند کرد و گفت : این است « جو جو »، کسی که در شرق ایران عرصه را بر لشگریان روسیه تزاری تنگ کرده بود. ( صفحه 398 خاوران نوشته ابوالفضل قاسمی) 

در همین رابطه چند بیت شعر است که مردم درگز و بخشی ها در مجالس از آن یاد می کنند : 

ججو خان چؤره گینی ناکسسه وردی 
بیلمه دی اولار تکین تولکولر واردی 
وفالی دی اونا، اصلان قربان دوردی

درگز دن توران، فیل دی، ججو خان
دستور حمله ججو خان به سوارانش : 
ججوخان، آتلیه دئدئ سوریلی 
دان قاتمه میش، ممد آواته گریلی 
اول باشدن ، ثلاثه نه ، قوریلی 
اوندن سو نرا ، ظلم ائدنه ، قیرالی 
اونده ائل بیلر، کیم دی ججو خان 
درگز دن تورن، فیل دی ججو خان
وفالی دی، غیرت لی دی ججوخان

برگرفته از وبلاگ شهرهای ابیورد - نسا - درگز

معرفی خواجه احمد یسوی

یکی از چهره‌های برجسته تصوف و عرفان در آسیای مرکزی است که طریقت خاصی به نام " یسویه" را تاسیس کرد.مرقد این عارف بزرگ که از او به عنوان "سلطان العارفین" یاد کرده‌اند،در شهر «یسه» در قزاقستان است. تولد احمد یسوی حدوداً به قرن پنجم برمی‌گردد.در دائرة المعارف بزرگ شوروی تاریخ تولد وی در حدود 1105 میلادی یا 484 هجری شمسی ذکر شده است. وی در شهرک «سمیرم» واقع در شرق شهر چیمکنت در جنوب قزاقستان چشم به جان گشود و پس از چندی به شهر "یسه" مهاجرت کرد. یسه که بعدها ترکستان نام گرفت و هم اکنون نیز به این نام شناخته می‌شود یکی از مراکز فعال دینی در عصر یسوی بود. این شهر که به عنوان پایتخت اوغوزخان شناخته شده، یکی از مراکز تصوف اسلامی در ماوراءالنهر به شمار می آمد. امیر تیمور، از مریدان خواجه احمد یسوی بوده و جهت ابراز ارادت خود،مقبره باشکوهی را برای وی ساخته است.این زیارتگاه با الگوی معماری اسلامی ساخته شده و از اماکن زیارتی معتبر و معروف میباشد. مقبره خواجه احمد یسوی سنگ قبری داشت که بسیار کمیاب بود و به دستور تیمور از هندوستان آورده شد. این مقبره در اواخر قرن هشتم هجری تقریباً دویست و سی سال بعد از وفات وی به فرمان تیمور و توسط استادان ایرانی مرمت شد. بنا به روایت ، پس از اینکه به فرمان تیمور تجدید بنای مقبره خواجه احمد یسوی آغاز شد، این کار چندین بار با مشکل مواجه شد و هر بار بنای مقبره پس از ساخت، به ناگهان ویران می‌شد تا اینکه شبی تیمور در خواب دید که اگر می‌خواهد مقبره‌ای مجلل برای خواجه احمد بسازد، ابتدا باید ساختمانی بر روی مقبره ارسلان باب ، استاد خواجه احمد یسوی بنا کند. تیمور این کار را کرد و پس از آن مقبره را بنا نمود . در داخل این زیارتگاه یک دیگ برنزی است که مردم نذورات خود را در آن می انداختند. نام یک استاد ایرانی از شهر تبریز به نام " اوستا عبدالعزیز شرف الدین تبریزی" بر آن حک شده است . ارتفاع این دیگ بزرگ حدود یک متر و نیم و قطر آن 2/45 متر و دو تُن وزن دارد . در فرهنگ ترکها، دیگ مظهر وحدت و مهمان‌ نوازی است. ریخته‌گری، نقوش گل نیلوفری و حروف عربی که بر روی این دیگ وجود دارد، حکایت از مهارت استاد آن می کند. ساختمان بنای زیارتگاه به هشت بخش مستقل تقسیم می‌شود. تالار اساسی و اولیه این زیارتگاه که دیگ بزرگ نیز در مرکز آن گذاشته شده، بسیار با عظمت است و در گوشه راست و چپ آن نیز شبستان هایی وجود دارد. ساختمان گنبد اصلی زیارتگاه دارای 2/18متر قطر است و از سطح مقبره تا نوک گنبد 5/37متر ارتفاع دارد. مردم منطقه سه بار زیارت خواجه احمد یسوی را معادل یک سفر حج می دانند. خواجه احمد یسوی در عهد قراخانیان متولد شده و در آن دوره که آسیای مرکزی مرکزعلوم مختلف بوده رشد کرده و به بلوغ عقلانی رسیده است.در این دوره بزرگانی چون ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی می زیسته اند وتفکرات آنان بر اندیشه های احمد یسوی تاثیر بسزائی داشته است.برخی از عرفا گفته اند:شناخت ترکستان ،بدون شناخت خواجه احمدیسوی میسر نخواهد شد . او خدمت زیادی به زبان ترکی کرده و جزو اولین کسانی بوده که زبان مادری خود یعنی ترکی را به زبان تصوف رسانده است.همچنین گفته شده که وی با اشارت غیبی رسول گرامی اسلام (ص) رشد کرده است. یکی از شرقشناسان می گفت بیش از چهارده نسخه خطی وجود دارد که به بیان نسب‌نامه‌ خواجه احمد یسوی پرداخته ا‌ست.کوچک‌ترین نسخه از نسخ یاد شده،اثری با نام "مرآت القلوب" منسوب به صوفی محمد دانشمند می‌باشد،این کتاب از جمله‌ نخستین آثار علمی است که تعلیمات یسّویه را مورد بررسی و تحقیق قرار داده است. زیارت مقبره خواجه احمد یسوی در واقع زیارتگاه مشتاقانی است که از مناطق مختلف با حاجات و نذر و نیاز راهی ترکستان می ‌شوند. سازمان جهانی یونسکو، سال ۲۰۱۶را به نام " خواجه احمد یسَوی " شاعر تورک نامگذاری کرد.

برگرفته از وبلاگ شهرهای ابیورد - نسا - درگز

جشنواره عشایر درگز در نوروز 95 برگزار می شود

جشنواره عشایر درگز در نوروز 95 برگزار می شود

رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری شهرستان درگز گفت: با هدف معرفی هرچه بیشتر ظرفیت های شهرستان درگز و ایجاد فضای با نشاط برای گردشگرانی که در تعطیلات نوروز 95 به این شهرستان سفر می کنند، جشنواره عشایر شهرستان درگز در تعطیلات نوروز 95 برگزار می شود.

  

به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی، محمد مددی با اعلام این خبر گفت: به همین منظور دومین جلسه هماهنگی برگزاری جشنواره عشایر در این شهرستان برگزار شد.

وی گفت: این جلسه در محل دفتر امور عشایر شهرستان درگز و با حضور مسئولین ادارات و دستگاههای مرتبط برگزار و تصمیماتی در خصوص مکان برگزاری، تعداد غرفه ها، هزینه ها و برنامه های ورزشی، بازی های بومی و محلی، موسیقی محلی و سایر برنامه ها بحث و تبادل نظر شد.

وی افزود: این جشنواره در راستای برنامه های ستاد اجرایی خدمات سفر شهرستان درگز تحت عنوان جشنواره عشایر و روستایی قزقان دره و به همت اداره امورعشایر و مشارکت سایراعضای ستاد در محل طبیعت زیبای قزقان دره از تاریخ 10 لغایت 13 فروردین 95 برگزار می شود.